http://s5.picofile.com/d/4318134d-e7e5-4885-805f-21828b3ba6bb/English_Talking_Book_Fox_and_Crow.mp4
برچسب: نویسنده: سالاری صدر تاريخ: جمعه 27 شهريور 1394 ساعت: 18:53
http://s4.picofile.com/d/40497629-345e-4e1b-bda9-b7655555734e/teaching_tips.rar
برچسب: نویسنده: سالاری صدر تاريخ: جمعه 27 شهريور 1394 ساعت: 18:39
http://www.englishchat247.com/wp-content/uploads/2014/11/why-do-you-have-to-lea-english.jpg
برچسب: نویسنده: سالاری صدر تاريخ: يکشنبه 22 شهريور 1394 ساعت: 10:58
http://madroo.persiangig.com/Pronunciation%20Chart.rar/download?81ac
برچسب: نویسنده: سالاری صدر تاريخ: يکشنبه 22 شهريور 1394 ساعت: 10:45
http://www.agendaweb.org/listening/easy_reading_listening.html
برچسب: نویسنده: سالاری صدر تاريخ: يکشنبه 22 شهريور 1394 ساعت: 10:39
http://s6.picofile.com/d/04ba825c-0872-46ae-9733-f472575fefa7/grade_9.docx
منبع:گروه آموزشی مراغه
برچسب: نویسنده: سالاری صدر تاريخ: يکشنبه 22 شهريور 1394 ساعت: 10:40
http://www.namasha.com/v/jOLkZupG
منبع:گروه آموزشی مراغه
برچسب: نویسنده: سالاری صدر تاريخ: يکشنبه 22 شهريور 1394 ساعت: 10:19
منبع:گروه آموزشی مراغه
برچسب: نویسنده: سالاری صدر تاريخ: يکشنبه 22 شهريور 1394 ساعت: 10:21
http://s5.picofile.com/d/af5becee-76f1-449d-b9d9-9bf4ae3f6315/Prospect_2.exe
منبع:گروه آموزشی مراغه
برچسب: نویسنده: سالاری صدر تاريخ: يکشنبه 22 شهريور 1394 ساعت: 10:21
http://s6.picofile.com/d/f65d86f0-62f1-4998-abac-2662a8f8fb86/prospect_1.exe
منبع:گروه آموزشی مراغه
برچسب: نویسنده: سالاری صدر تاريخ: يکشنبه 22 شهريور 1394 ساعت: 10:22
http://s5.picofile.com/d/3357e5b0-05cb-436e-ba09-30f1bd9501c5/zabane7_m_englishia.pdf
منبع: گروه آموزشی مراغه
برچسب: نویسنده: سالاری صدر تاريخ: يکشنبه 22 شهريور 1394 ساعت: 10:18
اصلاحيه كتاب كار انگليسي پايه نهم
صفحه 13 : قسمت پ به جاي تصوير رفتگر ، تصوير پيشخدمت قرار گيرد .
صفحه 22 : سوال 1 شماره 4
4. We ………………………. money at the airport . ( exchange )
صفحه 58 : شكل شماره 5 : تصوير هواپيمايي كه پرواز كرده ، پشت تصوير فرد قرار گيرد . پاسخ صحيح He is nervous because he is late. صحيح مي باشد.
صفحه 62 : سوال 8 : به جاي پنج غلط ، 4 غلط وجود دارد .
صفحه 64 : سوال 10 : الف) فرانك درباره گردش علمي مدرسه خود متن زير را نوشته است . آن را بخوانيد و زير « قيدهاي تكرار» خط بكشيد .
صفحه 70 : سوال 3 شماره 3 :
3. …………………. the student use a mobile in the class ?
صفحه 71 : سوال 4 شماره 5
5. herbrother’s / did / edit / she / text / ?
صفحه 79 : سوال 10 : كلمه called از خط سوم متن حذف شود .
It was Taklifcelebration .
صفحه 88 : سوال 5 : جدول داده شده به صورت زير تغيير يابد .
|
Students |
Kids |
Old people |
Injuries |
|
0 |
1 |
1 |
Leg |
|
1 |
2 |
2 |
Hand |
|
0 |
4 |
3 |
Back |
|
3 |
5 |
4 |
Head |
صفحه 89 : سوال 6 - شماره 5 :
5. What did he do in 1391?
اصلاحيه كتاب دانش آموز انگليسي پايه نهم
صفحه 43 : language Melody - قسمت b : علامت هاي سوال برداشته شوند .
صفحه 102 : قسمت see also : در قسمت اول جدول مثال ها قرار گرفته و در قسمت دوم ضماير فاعلي و مفعولي به ترتيب نوشته شده اند .
صفحه 109 : language Melody - قسمت b : علامت هاي سوال برداشته شوند .
صفحه 111 : قسمت Grammar - شماره 2 : به جاي does بايد didنوشته شود .
برچسب: نویسنده: سالاری صدر تاريخ: جمعه 20 شهريور 1394 ساعت: 11:40

1- یک سوم مردم اینجا مشکل دارند.
One third of the people here have problems
2- نتیجه سیصد و هفتا و پنج هزارم بود.
The result was 0.375 (zero point three, seven, five)
3- چهار و هفت دهم.
It’s 4 point 7
4- اتاق ما پنج متر در 4 متر است.
Our room is five meters by four meters
5- شش به اضافه دو می شود هشت.
Six plus two equals eight / six and two is eight
6- هفت منهای چهار می شود سه.
Seven minus four equals three
7- اگر از هفت چهار تا کم کنیم می شود سه.
Seven taken away four leaves three
8- سه چهار تا می شود دوازده تا.
Three fours are twelve
Three times four is twelve
Three multiplied by four is twelve
9- نه تقسیم بر سه می شود سه.
Three into nine goes three
Nine divided by three is three
10- من حساب، جبر، هندسه، مثلثات و آمار را دوست ندارم.
I don’t like arithmetic, algebra, geometry, trigonometry and statics.
11- بیا این مسأله/ معادله را حل کنیم.
Let’s solve this problem/ equation
12- ابتدا یک خط / زاویه / شکل / دایره / محور / نمودار رسم کن.
First draw a line / angle / shape / circle / axis / graph
13- این عدد را به حروف بنویس.
Write the number in words
14- از کسر اعشاری و اینجور چیزها متنفرم.
I hate decimal fraction and such things
15- می تونی این جمع را ذهنی حساب کنی یا نیاز به ماشین حساب داری؟
Can you do this sum in your head or do you need a calculator
16- عدد را باید دو برابر یا سه برابر کنیم؟
Should I double the number or triple it?
17- 100 مجذور 10 است و 7 جذر 49 است.
100 is the square of ten and the square root of 49 is 7
18- میانگین اعداد دو، سه و چهار چند است؟
What’s the average of two, three and four?
19- نسبت مردان به زبان در این شرکت سه به یک است.
The ratio of men to women is the company is three to one
20- خط AB با خط BC زاویه 45 درجه دارد.
Line AB is at an angle of 45 to line BC
21- لطفا یک زاویه قائمه، زاویه تند و زاویه باز رسم کن.
Please draw a right angle, acute angle and obtuse angle
22- به یک نقاله / گونیا / پرگار نیاز دارم.
I need a protractor / setsquare / pair of compasses
23- محیط و مساحت این دایره چند است؟
What’s the circumference and area of this circle
24- لطفا شعاع و قطر این دایره را رسم کنید.
Please draw the radius and diameter of this circle
25- ابعاد این مربع / مستطیل / مثلث چقدر است؟
What are the dimensions of this square / rectangle / triangle
26- حال یک ذوزنقه / متوازی الاضلاع / لوزی رسم کن.
Now draw a trapezoid / parallelogram / diamond
27- آیا این شکل یک پنج ضلعی / شش ضلعی / هفت ضلعی یا هشت ضلعی است؟
Is this shape a pentagon, hexagon, heptagon or octagon
28- مکعب / استوانه / هرم / مخروط / کره را در تصویر پیدا کنید.
Find cube / cylinder / pyramid / cone / sphere in the picture
برچسب: نویسنده: سالاری صدر تاريخ: شنبه 21 شهريور 1394 ساعت: 11:29
http://s3.picofile.com/file/8208773500/01_zaban9_dasre2_conversation_final.mp3.html
http://s3.picofile.com/file/8208769050/02_zaban9_darse2_practice1_final.mp3.html
http://s6.picofile.com/file/8208770376/03_zaban9_darse2_practice2_final.mp3.html
http://s6.picofile.com/file/8208770684/04_zaban9_dasre2_language_melody_final.mp3.html
http://s6.picofile.com/file/8208771342/05_zaban9_dasre2_listen_sentences_final.mp3.html
http://s3.picofile.com/file/8208772518/06_zaban9_dasre2_listening_reading_and_writing_final.mp3.html


برچسب: نویسنده: سالاری صدر تاريخ: دوشنبه 16 شهريور 1394 ساعت: 19:36
http://s6.picofile.com/file/8206651800/01_zaban9_dasre1_final.mp3.html
http://s6.picofile.com/file/8206652568/02_zaban9_darse1_practice1_final.mp3.html
http://s6.picofile.com/file/8206653718/03_zaban9_darse1_practice2_final.mp3.html
http://s6.picofile.com/file/8206654134/04_zaban9_dasre1_language_melody_final.mp3.html
http://s3.picofile.com/file/8206654976/05_zaban9_dasre1_listen_sentences_final.mp3.html
http://s3.picofile.com/file/8206655750/06_zaban9_dasre1_listening_resding_and_writing_final.mp3.html



برچسب: نویسنده: سالاری صدر تاريخ: دوشنبه 16 شهريور 1394 ساعت: 19:29
http://www.talif.sch.ir/index.php?page_id=228



برچسب: نویسنده: سالاری صدر تاريخ: سه شنبه 17 شهريور 1394 ساعت: 11:14

برچسب: نویسنده: سالاری صدر تاريخ: يکشنبه 15 شهريور 1394 ساعت: 15:15

A little girl came home from school and said to her mother, "Mommy, today in school I was punished for something that I didn't do."
The mother exclaimed, "But that's terrible! I'm going to have a talk with your teacher about this ... by the way, what was it that you didn't do?"
The little girl replied, "My homework."
برچسب: نویسنده: سالاری صدر تاريخ: يکشنبه 15 شهريور 1394 ساعت: 15:11

برچسب: نویسنده: سالاری صدر تاريخ: يکشنبه 15 شهريور 1394 ساعت: 15:03

برچسب: نویسنده: سالاری صدر تاريخ: يکشنبه 15 شهريور 1394 ساعت: 14:58

برچسب: نویسنده: سالاری صدر تاريخ: يکشنبه 15 شهريور 1394 ساعت: 14:56

برچسب: نویسنده: سالاری صدر تاريخ: يکشنبه 15 شهريور 1394 ساعت: 14:55

1- هنگامی که چیزی را به کسی می دهیم.
Here you are.
These shirt is for you. Here you are.
2- هنگامی که می خواهیم کسی را به صرف غذا، نوشیدنی و ... دعوت کنیم.
Help yourself/selves.
Ok everybody. Dier is ready. Help yourselves.
3- وقتی در حال خوردن چیزی باشیم و بخواهیم آن را به دیگری تعارف کنیم.
Have some/have one
Have some salad/have an orange.
4- به هنگام ورود به محلی یا خروج از آن، اگر بخواهیم دوست یا همراه ما، قبل از ما وارد شود.
After you!
5- اگر بخواهیم کسی را مودبانه دعوت به نشتن نماییم.
Take/Have a seat, please.
6- اگر کسی از ما اجازه استفاده نمودن از وسایل ما را بگیرد، برای دادن اجازه می گوییم.
Be my guest / Go ahead.
برچسب: نویسنده: سالاری صدر تاريخ: شنبه 21 شهريور 1394 ساعت: 11:30

1- من خانواده کوچکی دارم.
I have a small family.
2- من خانواده پر جمعیتی دارم.
I come from a large family.
3- به عکس های خانوادگی مان نگاه کن. اینها پدر و مادرم هستند.
Look at our family pictures. These are my parents.
4- و این منم. من تنها فرزند خانواده هستم.
And this is me. I am an only child.
5- اینهم عکس پدر و مادر بزرگم است. این پدر بزرگم است و اینهم مادر بزرگم است.
Here's a picture of my grandparents. This is my grandfather and this is my grandmother.
6- مادر بزرگ زنده است ولی پدر بزرگ مرده.
Grandma is alive, but Grandpa is dead.
7- زنده اند؟
Are they alive?
8- و اینها هم اجدادم هستند. جد پدریم افسر ارتش بوده است.
These are my great- grandparents. My great- grandfather was an army officer.
9- تو چطور ؟ خانواده ات پر جمعیت است؟
How about you? Do you come from a large family?
10- بله. من سه برادر و دو خواهر دارم.
Yes, I do. I have three brothers and two sisters.
11- این برادر بزرگم ( مسن ترین ) و اینهم خواهر بزرگم (مسن ترین) است.
This is my eldest brother and this is my eldest sister.
12- این برادر بزرگترم است. چهار سال از من بزرگتر است.
This is my elder brother. He is four years older than me.
13- این عکس پدر و مادر بزرگم با نوه هایشان است.
This is a picture of my grandparents with their grandchildren.
14- جانی نوه(پسر) و جین نوه(دختر) آنهاست.
Johy is their grandson and Jean is their granddaughter.
15- این عمو/ دایی/ شوهر خاله/ شوهر عمه من است.
This is my uncle.
16- این خاله/ عمه/ زن عمو/ زن دایی من است.
This is my aunt.
17- cousin به معنای دختر عمو یا پسر عمو، دختر دایی یا پسر دایی، دختر خاله یا پسر خاله و دختر عمه یا پسرعمه می باشد.
These two are David and Alice. They're my cousins.
18- او عمو/ دایی من است.
He's my pateal/ mateal uncle.
19- او دختر عمو( یا دختر عمه)/ دختر خاله ( یا دختر دایی) من است.
She's my pateal/ mateal cousin.
و یا می توان چنین گفت:
She's a cousin on my father's / mother's side.
20- تام برادرم است. البته ما برادر ناتنی هستیم.
Tom is my brother. Of course, we're half-brothers.
21- پت خواهر نانتی جین است.
Pat is Jean's half-sister.
22- این نامادری/ ناپدری مری است.
This is Mary's stepmother/ stepfather.
23- این برادر خوانده/ خواهر خوانده من است.
This is my stepbrother/ stepsister.
24- اینها جین و جورج هستند. برادر و خواهرند.
This is Jane and George. They're brother and sister.
25- اینها تام و باربارا هستند. زن و شوهرند.
This is Tom and Barbara. They're husband and wife.
26- اینها پت و پنی هستند. دو قلواند.
This is pat and pey. They're twins.
27- این الکس است. برادر دوقلوی مری است.
This is Alex. He's Mary's twin brother.
28- این پدر زن/ پدر شوهرم و اینهم مادر زن/ مادر شوهرم است.
This is my father- in-law and this is my mother- in- law.
29- پدر و مادر زنم/ شوهرم نسبتا جوانند.
My in- laws are pretty young.
30- اینها جیل و تام هستند. زوج تازه ازدواج کرده ای هستند.
This is Jill and Tom. They're a newly-married couple.
31- این خانم میانسال یک از اقوام نزدیک مری است.
This middle-aged woman is one of Mary's close relatives.
32- هیچ نسبتی با پیتر ویلیامز داری؟
Are you related to Peter Williams in any way?
33- نه هیچ نسبتی با او ندارم.
No, I'm not related to him in any way.
34- نام نزدیک ترین خویشاوند خود را ذکر کنید.(مخصوص فرم های رسمی)
Give the name of/ indicate your next of kin.
35- شجرنامه مرا دیده ای؟
Have you seen my family tree?
برچسب: نویسنده: سالاری صدر تاريخ: جمعه 20 شهريور 1394 ساعت: 10:46

انواع گوشت : types of meat
1- اغلب ایرانی ها گوشت گاو و گوساله می خورند.
Most Iranians eat beef and veal.
2- گوشت گوسفند دوست داری؟
Do you like mutton?
3-بله ولی گوشت بره را ترجیح می دهم.
Yes, but I prefer lamb.
4- مسلمانان گوشت خوک نمی خورند.( هر سه کلمه به معنای گوشت خوک است و تفاوت در نحوه آماده کردن گوشت است.)
Muslims don’t eat pork, ham or bacon
5- یکروز در میان ماهی می خوریم.
We eat fish every other day.
6- بچه هایم گوشت مرغ(جوجه) را خیلی دوست دارند.
My children love chicken.
انواع طعم ها : tastes
1- سوپ خیلی ترش است.
The soup is very sour.
2- این سیب زمینی های سرخ شده خیلی شور هستند.
These French fries are very salty.
3- شیرینی های ایرانی زیادی شیرین است.
The sweets in Iran are too sweet.
4- این بادنجان طعم تلخ دارد.
This eggplant tastes bitter.
5- مرغ خوشمزه بود ولی ماهی بیمزه بود.
The chicken was tasty but the fish was tasteless.
6- این خیار شورها زیادی شور است.
These pickles are too strong.
7- غذای تند دوست داری؟
Do you like hot food?
آماده کردن مواد غذایی : preparing foodstuff
1- لطفا این سیب زمینی ها را پوست بکن.
Can you peel these potatoes please?
2- ابتدا باید پیازها را خرد کنی.
First you should chop up/ cut up/ dice the onions.
3- حالا وقت رنده کردن سیب زمینی هاست.
Now it’s time to grate the potatoes.
4-سیب زمینی ها را با چنگال له کن.
Mash the potatoes with a fork.
5- لطفا این گوجه فرنگی را برای من حلقه حلقه کن.
(sliceبه معنای برش دادن گوشت، نان یا سبزیجات به برش های حلقوی، مربع یا نیم دایره می باشد.)
Could you slice this tomato for me?
6- می خواهم هسته این گیلاس هار ا در بیاورم.
I’m going to stone/pit these cherries.
7- تخم مرغ ها را داخل کاسه ای بشکن و ده دقیقه آنها را بزن.
Break the eggs into a bowl and beat them for five minutes.
8- سیب زمینی ها را به شکل مکعب های کوچک ببرید.
Cut the potatoes into small cubes.
9- گوشت را چرخ کنید.
Grind(Am.) / Mince(Br.) the meat.
10- لوبیاها را از شب قبل خیس کنید.
Soak the beans oveight.
11- مخلوط را هر پنج دقیقه یک بار،هم بزنید.
Stir the mixture every five minutes.
12- آرد را از صافی رد کرده داخل کاسه ای بریزید.
Sift the flour into a bowl.
13- لوبیا سبزها را بشویید و آبکش کنید.
Wash and drain the string beans.
14- املت را درون یک دیس بکشید.
Dish the omelet up/ slide it out on a serving platter.
15- روی(سوپ) جعفری خرد شده بپاشید.
Sprinkle(the soup) with chopped parsley.
16- حالا وقت آنست که املت را برگردانیم(پشت و رو کنیم.)
Now it’s time to flip the omelet over.
فاسد شدن مواد غذایی: Decay of food
1- شیر ترش شده است.
The milk has soured/gone sour.
2- گوشت فاسد شده است.
The meat is rotten/has gone bad.
3- پنیر کپک زده است.
The cheese is moldy.
4- این تخم مرغ ها فاسد شده اند.
These eggs are rotten.
5- این نان بیات است. نان تازه نداریم؟
This bread is stale. Don’t we have any fresh bread?
انواع ظروف و وسایل غذا خوری : Dishes,utensils,crockery
1- بشقاب ها روی قفسه بالایی هستند.
.The plates are on the top shelf
2- می توانی چند بشقاب سالا خوری(پیش دستی) برایم بیاوری؟
Can you get me some salad plates?
3- بشقاب غذاخوری (تخت) داخل کابینت پهلوی اجاق گاز هستند.
.The dier plates are in the cabinet next to the stove
4- کاسه ها روی قفسه وسطی هستند.
The bowls are on the middle shelf
5- بشقاب سوپ خوری(گود) به تعداد کافی داری؟
Do you have enough soup plates/ deep plates?
6- لطفا روست بیف را توی دیس(مخصوص گوشت) بکش.
Dish the roast beef out on the meat platter, please.
7- حالا کیک را روی دیس کیک خوری بلغزان.
Now slide the cake out on the cake server.
8- من معمولا سوپ را داخل سوپخوری(ظرف گود بزرگ برای سرو کردن سوپ و آش)سرو می کنم.
I usually serve the soup in a serving bowl.
9- لطفا ملاقه سوپ را داخل سوپخوری بگذار.
Please put the(soup) ladle in the soup tureen.
10- لطفا این قابلمه (بزرگ) را روی شعله بگذار.
Put this pan on the heat please.
11- قاشق سوپخوری به تعداد کافی نداریم.(منظور قاشقی است که از قاشق غذا خوری کوچکتر و گرد تر است.)
We don’t have enough soup spoons.
12- قاشق مربا خوری/چایخوری اضافی داری؟
Do you have any extra dessert spoons/ tea spoons?
13- می توانی چند قاشق غذا خوری به من قرض بدهی؟
Can you lend me some tablespoons?
14- تعداد بیشتری چنگال لازم داریم، مخصوصا چنگال سالاد خوری؟
We need some more forks, especially salad forks.
15- کارد استیک بری و کارد کره خوری کم داریم.
We’re low on steak knives and butter knives.
16- کارد نان بری را جایی دیده ای؟
Have you seen the breadknife anywhere?
17- معمولا از این کفگیر برای گرفتن کف(یا مواد شناور) مایعات استفاده می کنم.(منظور کفگیر تخت سوراخ داری است که برای گرفتن کف یا مواد شناور مایعات بکار می رود.)
I usually use this skimmer to skim liquids.
18- بهتر است از این کفگیر برای برگرداندن ماهی استفاده کنی.(منظور نوعی کفگیر تخت است که سطح آن چندین شیار دارد.
You’d better use a fish slice to tu the fish over.
19- چرا از این کفگیر استفاده نمی کنی؟
Why don’t you use this server?
server ) هم به معنای دیس و هم به معنای کفگیر تختی که سوراخ یا شیار ندارد بکار می رود.)
20- نمکدان پشت سبد نان است.
The saltshaker is behind the breadbasket.
21- کمی آب داخل پارچ هست.
There’s some water in the pitcher.
22- خامه توی ظرف خامه (ظرف چینی کوچک برای ریختن خامه) هست؟
Is there any cream in the cream pitcher?
23- ماهیتابه روی قفسه پایینی است؟
The frying pan is on the bottom shelf.
صحبت ها و تعارفات مربوط به غذا خوردن : speaking about & offering food
1- گرسنه ام. بیا چیزی بخوریم.
I’m hungry.Let’s get something to eat.
2-خیلی گرسنه ام. هنوز وقت ناهار نشده است؟
I ‘m starving. Isn’t it lunch time yet?
3- صبحانه/ ناهار/ شام می خواهی/ می خوری؟
Do you want(some) breakfast/ lunch/ dier?
4- حالا نه، مرسی. سیرم.
Not now, thanks. I‘m full.
5- گاهی صبحانه ایم را سر کار می خورم.
I sometimes have breakfast at work.
6- معمولا شام نمی خورم.
I don’t usually eat dier.
7- خوش به حالت. من نمی توانم بدون شام سر کنم/ شام نخورم.
Good for you .I can’t go without dier.
8- دارم چاق می شوم. فکر می کنم باید شام نخورم.
I’m getting fat. I think I should skip dier.
9- بهتر است دست از خوردن بکشم. مواظب وزنم هستم.
I ‘d better stop eating. I’m watching my weight.
10-ساعت 30/8 است. شام چه داریم؟
It’s 8.30. what’s for dier?
11- همگی زود باشید!وقت ناهار است.
Come on everybody! It ‘s time for lunch.
12- چرا یک ساندویچ دیگر نمی خوری؟/ یک ساندویچ دیگر بخور.
Why don’t you have another sandwich?
13- نه متشکرم. قرار است رژیم داشته باشم.
No, thanks. I’m supposed to be on a diet.
14- کمی دیگر ماهی میل دارید؟
Would you like some more fish?
15- نه متشکرم. واقعا خوشمزه است ولی من جا ندارم/ بقدر کافی خورده ام.
No, thanks. It’s really delicious, but I’ve had enough.
16- بستنی که می خوری؟
You’re going to have some ice cream, aren’t you?
17- خوب، اگر شما می خورید من هم می خورم.
Well, I’ll join you if you’re having some.
18- نه متشکرم. دیگر جا ندارم.
No, thanks. I just can’t eat anymore.
در رستوران : At a restaurant
1- یک میز دو نفره می خواستم.
Could we have a table for two, please?
2- میل دارید الان سفارش(غذا) بدهید قربان/ سرکار خانم؟
Would you like to order now sir/ma’am?
3- بله لطفا. من استیک می خورم.
Yes, please. I’ll have the steak.
4- چه نوع سبزیجاتی میل دارید؟
What vegetables would you like?
5- نخود سبز و اسفناج می خورم؟
I’ll have green peas and spinach.
6- استیکتان چطور سرخ شود؟
How would you like your steak?
7- میل دارم آبدار/ معمولی/ برشته سرخ شود.
I’d like it rare/ medium/ well-done.
8- برای دسر چه میل دارید؟
What would you like for dessert?
9- میل دارید چیزی بخورید؟
Would you like something to eat?
10- من یک چیز برگر و یک ظرف سیب زمینی سرخ شده می خواهم.
I’d like a cheeseburger and an order of French fries.
11- تو چه می خوری؟
What are you going to have?
12- می خواهم تخم مرغ نیمرو و نان تست شده سفارش بدهم.
I’m going to order fried eggs and toast.
13- به نظر من خوبست. من هم از همان می خورم.
That sounds good to me. I’ll have the same.
14- نوشیدنی چه میل دارید؟
What would you like to drink?
15- فکر می کنم یک فنجان قهوه بخورم.
I think I’ll have a cup of coffee.
16- ترجیح می دهم یک فنجان چای بخورم.
I’d rather have a cup of tea.
17- برای من قهوه لطفا.
Coffee for me, please.
18- یک لیوان لیموناد دلم می خواهد.
I feel like having a glass of lemonade.
برچسب: نویسنده: سالاری صدر تاريخ: پنجشنبه 19 شهريور 1394 ساعت: 1:29

موسیقی Music
1- سرگرمی من موسیقی است.
My hobby is music.
2- موسیقی دلخواه من موسیقی کلاسیک است ولی به جاز و موسیقی پاپ نیز علاقمندم.
My favorite kind of music is classical music, but I also like jazz and pop music.
3- هیچ سازی را می توانی بنوازی؟
Do/ Can you play any (musical) instrument?
4- بله می توانم پیانو/ ارگ/ ویولن/ گیتار/ ترمپت/ ساکسفون/ طبل... بنوازم.
Yes, I can play the piano/the organ/the violin/ the guitar/the trumpet/ the saxophone/the drum….
5- مجموعه ای از صفحات موسیقی دارم.
I have a collection of records.
6- عاشق آثار بتهوون و موتسارت هستم.
I love the works of Beethoven and Mozart.
7- تمام سمفونی های بتهوون را دارم.
I have all Beethoven’s symphonies.
عکاسی Photography
8- سرگرمی دلخواه من عکاسی است.
My favorite Pastime is Photography.
9- من عکاسآماتور هستم.
I am an amateur photographer.
10- دو تا دوربین عکاسی خوب و مقدار زیادی تجهیزات عکاسی دارم.
I have two good cameras and a lot of photography equipment.
11- در خانه ام تارکیخانه کوچکی دارم.
I have a small darkroom in my house.
12- می توانم خودم فیلم ها را ظاهر و چاپ کنم.
I can develop and print the films myself.
13- حتی می توام عکس ها را بزرگ کنم.
I can even enlarge the pictures.
14- انواع عدسی ها و فیلترها را دارم.
I have a variety of lenses and filters.
15- کلی پول خرج عکاسی می کنم.
I spend quite a lot of money on Photography.
16- عکاسی سرگرمی نسبتا گرانی است.
Photography is a pretty expensive hobby.
نقاشی و خطاطی painting & calligraphy
17- سرگرمی مورد علاقه من نقاشی است.(Drawing نقاشی بدون رنگ و Painting نقاشی با رنگ است.)
My favorite hobbies are drawing and painting.
18- هم رنگ و روغن کار می کنم و هم آبرنگ.
I do both oil painting and water colors.
19- مینیاتور هم می کشم.
I also do miniature.
20- می توانید بعضی از کارهای مرا در آتلیه ام ببینید.
You can see some of my works in my studio.
21- اینجا تعدادی پرتره، منظره و طرح های دستی من هست.
Here are some of my portraits, landscapes and sketches.
22- به خوشنویسی هم علاقمندم.
I’m also interested in calligraphy.
23- این روزها دارم خوشنویسی/ خط یاد می گیرم.
I’m taking calligraphy lessons these days.
متفرقه Miscellaneous
24- سرگرم من نجاری است.
My hobby is carpentry.
25- تعداد زیادی ابزار و دستگاه دارم.
I have quite a few tools and machines.
26- زیر زمین مان را به کارگاهم تبدیل کرده ام.
I have converted our basement into my workshop.
27- انواع ارهّ ها و دریل ها را دارم.
I have various saws and drills.
28- در حال حاضر دارم یک جا کتابی و یک تختخواب دو طبقه برای بچه ها می سازم.
At present I’m building a bookcase and bunk bed for the kids.
29- معمولا وسایل چوبی می سازم و کارهای تعمیراتی خانه را انجام می دهم.
I usually build pieces of fuiture and do repair jobs around the house.
30- عاشق ورزشم. کلی ورزشکارم.
I love sports. I’m quite an athlete.
31- اغلب به باشگاه محلی می روم و در آنجا(پرورش اندام- تناسب اندام) کار می کنم.
I often go to the local health club and work out there.
32- شیفته شطرنجم.
I am crazy about chess. /I’m chess crazy.
33- من و دوستان نزدیکم اغلب دور هم جمع می شویم و شطرنج بازی می کنیم.
My close friends and I often get together and play chess.
34- چندین دست شطرنج دارم.
I have a variety of chess sets.
35- شطرنج سرگرم کننده است ولی وقت گیر نیز هست.
Chess is amusing but time- consuming as well.
36- شیفته فوتبالم. تمام مسابقات را از تلویزیون تماشا می کنم.
I’ m football crazy. I watch all the matches on TV.
37- من طرفدار پروپا قرص فوتبالم. بیشتر وقت آزادم را در استادیوم ها می گذارنم.
I am a football fan. I spend most of my free time in stadiums.
38- تمبر/ سکه جمع می کنم. کلکسیون خوبی دارم.
I collect stamps/coins. I have a nice collection.
39- سرگرمی ندارم. آنقدر گرفتارم که نمی توانم سرگرمی داشته باشم.
I don’t have a hobby. I’m too busy to have a hobby.
40- من در دو جا کار می کنم و هنگامیکه به خانه می رسم دیگر رمقی ندارم.
I work in two places and by the time I get home, I’m exhausted.
برچسب: نویسنده: سالاری صدر تاريخ: پنجشنبه 19 شهريور 1394 ساعت: 1:29

1- امروز باد می وزد.
It’s windy today.
2- باد سردی می وزد.
A cold wind is blowing.
3- این باد تا استخوان نفوذ می کند.
This wind cuts like a knife.
4- باد در میان درختان زوزه می کشد.
The wind is howling through the trees.
5- هوا طوفانی است.
It’s stormy.
6- طوفان دیشب خسارات فراوانی ببار آورد.
The storm last night did a lot of damage.
7- وقتی طوفان شروع شد داشتی چکار می کردی؟
What were you doing when the storm broke out?
8- گردباد طوفانی است که می چرخد.
A toado is a whirling storm.
9- (منظور اسامی دیگر گردباد است.)
A toado is also called a twister or a whirlwind.
10- منظور انواع دیگر گردباد است.
A hurricane, a cyclone and typhoon are other types of whirlwinds.
11- دیدن جاده به علت طوفان شن غیر ممکن بود.
It was impossible to see the road because of the sandstorm.
12- کلیه پروازها به علت بوران/ کولاک کنسل شده است.
All flights have been canceled due to the snowstorm.
13- آفتاب در حال تابیدن است.
The sun is shining brightly.
14- من عاشق نور آفتابم.
I love sunshine.
15- دوست داری زیر آفتاب دراز بکشی؟
Do you like lying in the sun?
16- اگر بیشتر زیر آفتاب بمانی، آفتاب سوخته می شوی.(منظور حالتی است که پوست بدن به علت تماس بیش از حد با نور آفتاب ورم می کند یا تاول می زند.(
If you stay in the sun longer, you’ll get sunbued.
17- آفتاب سوخته (برنزه) شده ای. کنار دریا بوده ای؟
You are suntaed. Have you been at the seaside?
18- روزی نیم ساعت حمام آفتاب می گیرم.
I sunbathe for half an hour every day.
19- دیروز هوا بقدری گرم بود که آفتاب زده شدم.
It was so hot yesterday that I had a sunstroke.
20- هوا مه آلود است.
It’s foggy. It’s misting.
21- مه غلیظی هست. بیش از چند متر جلوتر را نمی توانم ببینم.
There’s a thick fog/mist. I can’t see more than a few meters ahead.
22- مه دید را کاهش می دهد.
Fog reduces visibility.
23- به علت مه غلیظ دید کم است.
Visibility is low because of a dense fog.
24- در مه باید از نور پایین استفاده کنید.
You should use low beams in the fog.
25- مه از ذرات بسیار ریز آب تشکیل شده که در ارتفاع پایین در هوا معلق می مانند.
Fog is made up of tiny particles of water that hang low in the air.
26- مه رطوبت را افزایش می دهد.
increases humidity/ moisture.
27- دیشب یخبندان شدیدی داشتیم.
We had a hard frost last night.
28.اینجا زمستان ها سرمازدگی زیاد است.
Frostbite is common here in the winter.
29- زمستان گذشته انگشتان پایم، دچار سرمازدگی شد.
My toes were /got frostbitten last winter.
30- انگشتان پایش از شدت سرما سیاه شد/ یخ زد.
His toes tued blue/were frozen solid because of the extreme cold.
31- از تمام پشت بام ها قندیل های یخ آویزان است.
There are icicles hanging from all roofs.
32- امروز صفر درجه سانتیگراد است.
It’s 0C (Zero degrees centigrade) today.
33- دیروز 2 درجه زیر صفر بود.
It was 2 degrees below zero yesterday.
34- فردا یک درجه بالای صفر خواهد بود.
It will be 1 degree above zero tomorrow.
35- صفر درجه سانتیگراد نقطه انجماد آب است.
0C is the freezing point of water.
36- صد درجه سانتیگراد نقطه جوش آب است.
100 C is the boiling point of water.
37- پس از برف درجه حرارت ده درجه پایین رفت.
The temperature dropped (by) ten degrees after the snow.
38- صفر درجه سانتیگراد مساوی 32 درجه فارنهایت است.
0 C equals 32 Fahrenheit.
39- واژه دیگر برای سانتیگراد، سلسیوس می باشد.
Another term for Centigrade is Celsius.
40- شما در کشورتان از کدام مقیاس استفاده می کنید، سانتیگراد یا فارنهایت؟
Which scale do you use in your country, Celsius or Fahrenheit?
41- دماسنج روی دیوار پنج درجه سانتیگراد را نشان می دهد.
The thermometer on the wall shows 5 C (five degrees Celsius).
42- هوا در شهر من خیلی مرطوب است مخصوصا در تابستان.
It’s very humid/damp/moist in my city specially in the summer.
43- در ساحل دریا میزان رطوبت بالاست.
The humidity/ saturation /moisture is very high on the coast.
44- رطوبت گرما را بدتر می کند.
Saturation makes heat worse.
برچسب: نویسنده: سالاری صدر تاريخ: پنجشنبه 19 شهريور 1394 ساعت: 1:29
جملات رایج زبان انگلیسی در مورد شخصیت افراد
Peoples Character
در این پست اصلاحات و جملات رایج انگلیسی که برای توصیف شخصیت افراد به کار می رود، عنوان شده است.

1- نسبتاً اجتماعی است.
He‘s quite sociable.
2- نسبتاً گوشه گیر است.
He’s rather unsociable.
3- من مهربان و صمیمی هستم.
I’m kind and friendly.
4- خودم را مهربان و صمیمی می دانم.
I consider myself kind and friendly.
5- او راستگو(درستکار)/ نادرست است.
He’s honest/ dishonest.
6- او آرام/ عصبی است.
He’s calm/nervy.
7- او اجتماعی(زود جوش) / گوشه کیر(دیر جوش) است.
He’s sociable/unsociable.
8- او خوش اخلاق/ بد اخلاق است.
He’s good-tempered/bad-tempered.
9- او صمیمی(خوش برخورد) است/ او چندان صمیمی نیست.
He’s friendly/ rather unfriendly.
10- او خنده رو/افسرده است.
He’s cheerful/depressed.
11- او پر حرف/ کم حرف است.
He’s talkative/quiet.
12- او خوش صحبت/ کسل کننده است.
He’s entertaining/boring.
13- او خجالتی/پررو است.
He’s shy/ cheeky.
14- او مودب/ بی ادب است.
He’s polite/impolite.
15- او متین(باوقار)# جلف/سطح پایین است.
He’s calm/composed/ self-possessed# cheap/ low-class.
16- او مودب/ بی ادب است.
He’s polite/ impolite (rude).
17- او قابل اعتماد/ غیر قابل اعتماد است.
He’s reliable/unreliable.
18- او باهوش/ کودن است.
He’s smart (clever, intelligent)/stupid.
19- او پر کار/ تنبل است.
He’s hard- working/ lazy.
20- او صبور / عجول است.
He’s patient/ impatient.
21- او فعال/ کم تحرک است.
He’s active/ inactive.
22- او عاطفی/ غیر عاطفی است.
He’s emotional/ unemotional (cool).
23- او آگاه (معقول)/ ناآگاه است.
He’s sensible/ insensible.
24- او خوش بین/ بدبین است.
He’s optimistic /pessimistic.
25- او شجاع(با شهامت)/ بزدل است.
He’s brave(courageous)/chicken-hearted(a coward).
26- او جدی/ بی خیال است.
He’s serious/ easygoing.
27- او سخاوتمند/ خسیس است.
He’s generous/ mean.
28- او صرفه جو/ ولخرج است.
He’s economical/extravagant.
29- او با تدبیر/ بی تدبیر است.
He’s tactful/tactless.
30- او دارای اعتماد بهنفس/ فاقد اعتماد به نفس(متزلزل) است.
He’s self-confident/ insecure.
31- او مهربان/ نامهربان است.
He’s kind/ unkind.
32- او متواضع/ متکبر است.
He’s down- to-earth (humble)/arrogant.
33- او عاقل/ ابله است.
He’s wise/ a fool (foolish).
34- او قاطع/ بی اراده است.
He’s decisive/ indecisive.
35- او روشنفکر/امّل است.
He’s intellectual/ fanatic.
36- او مسئول/ غیر مسئول است.
He’s responsible/irresponsible.
37- او خلاق/ فاقد خلاقیت است.
He’s creative/unimaginative.
38- او خود خواه نیست/ خود خواه است.
He’s unselfish/ selfish.
39- او آزاد اندیش/ کوته فکر است.
He’s broad-minded/ narrow- minded.
40- او با سلیقه/ شلخته است.
He’s tidy(neat)/ messy(untidy).
41- او حس همکاری دارد/ حس همکاری ندارد.
He’s cooperative/uncooperative.
42- او با ملاحظه/ بی ملاحظه است.
He’s considerate/inconsiderate.
43- او قابل انعطاف/ لجباز است.
He’s flexible/stubbo.
44- او یک آقای به تمام معنی است.
He’s a real gentleman.
45- او یک خانم به تمام معنی است.
She’s a real lady.
46- او با نشاط و پر انرژی است.
He’s lively and energetic.
47- او مبتکر و خلاق است.
He’s iovative and creative.
48- او متفکر و آزاد اندیش است.
He’s thoughtful and open-minded.
49- او خود ساخته و متکی به نفس است.
He’s self- made and independent.
50- او با سواد و با مطالعه است.
He’s knowledgeable and well- read.
51- او با شخصیت و قابل احترام است.
He’s dignified and respectable.
52- او سخاوتمند و مهمان نواز است.
He’s generous and hospitable.
53- او سخت کوش و درس خوان است.
He’s hard-working and studious.
54- او متظاهر است.
He’s showy (a show-off).
55- او خسیس است.
He’s stingy (a miser).
56- او حسود است.
He’s jealous.
57- او دو رو است.
He’s two-faced.
58- او حساس است.
He’s sensitive (touchy).
59- او احساساتی است.
He’s sentimental.
60- او لوس است.
He’s spoiled.
61- او کنجکاو(فضول) است.
He’s curious (nosy/nosey).
62- او زود از کوره در می رود.
He’s quick-tempered./he loses his temper quickly.
63- همیشه پشت سر(من ) حرف می زند.
He’s always talking behind (my) back.
64- او اعتماد به نفس ندارد.
He lacks self-confidence.
65- نسبت به انتقاد حساسیت دارد.
He’s rather sensitive to criticism.
66- هرگز غیبت نمی کند.
He never backbites.
67- همیشه سر به سر دوستانش می گذارد.
He always teases his friends.
68- معمولا با دیگران قاطی نمی شود.
He doesn’t usually mix with others.
برچسب: نویسنده: سالاری صدر تاريخ: پنجشنبه 19 شهريور 1394 ساعت: 1:30



برچسب: نویسنده: سالاری صدر تاريخ: سه شنبه 17 شهريور 1394 ساعت: 11:11



برچسب: نویسنده: سالاری صدر تاريخ: سه شنبه 17 شهريور 1394 ساعت: 11:10